هرچه از آقایان می پرسیم که با عدد و رقم و تاریخ دقیق و آمار و نام شعبه و تعداد شعبه و... معلوم کنید که خلافی رخ داده ، در کت آقایان نمی رود.اینجا بنا ندارم سوالاتی که در باب انتخابات و جوابهائی که در پاسخ به استدلالهای ! دوستان درباره تقلب در آن وجود دارد را دوباره مطرح کنم. که اینها را همه به خوبی می دانند و حتی آنهائی که خودشان را به " آن راه" زده اند هم بهتر از هرکسی می دانند که موضوع چیست؟ و حق با کیست؟...
فقط می ماند یک نکته آنهم اینکه بنده سه ماه قبل به میر حسین به عنوان چهره ای انقلابی و خط امامی و صادق نگاه می کردم که به اشتباه وارد بازی برنامه ریزی افراطیون شده است.البته در طول زمان این ظن که میر حسین موسوی واقعا بازی خورده است برایم به یقین بدل شد اما با اینهمه بازهم علیرغم اینکه شدیدا به سخنان و حرکات خود و اطرافیانش بدبین و منتقد بودم، در ته دل، نیمچه احترامی برای او قائل بودم تا اینکه با حوادث اخیر، نگاهم به کلی نسبت به ایشان تغییر کرد.بی پرده بگویم، آنهائی که مرا از نزدیک می شناسند، می دانند که معمولا درباره هیچ شخصیت سیاسی و مذهبی و دینی به صراحت و با اطلاق سخن نمی گویم اما چهره ای که اکنون از میر حسن موسوی به واسطه رفتارهای اخیرش جلوی چشمان بنده هست، چهره ای قدرت طلب، تمامیت خواه و فاقد ظرفیت و بی کمترین فهمی از مسائل کلان و مصالح ملی است.
آیا مردمی که به میر حسین موسوی رای نداده اند بایستی به جرم عدم تمکین به چنین فردی و جریانات پشت صحنه اش محاکمه و مجازات شوند؟ آیا کسی هست که دیکتاتوری اقلیت را برایم معنا کند؟ آیاکسی هست که اغتشاش و تشنج آفرینی تحت لوای احقاق حق را برایم معنی کند؟
راستی، چند نفری که در این ماجرا کشته شده اند چه جرمی داشتند؟ چه کسی آنها را به صحنه آورده؟ سردمدار این حرکات و بی قانونی ها چه کسانی هستند؟
نکته دیگر؛ فکر می کنید چقدر خسارت به اموال عمومی این مملکت وارد شده؟ یک میلیارد؟ ده میلیارد؟ صدمیلیارد؟ کمتر یا بیشتر؟ به نظر من هر چه که بود با همه خسارتهای مادی و معنوی ، اینقدر ارزش داشت که برخی چهره ها برای افرادی چون من بیش از گذشته،آشکار و شفاف شوند. من که معتقدم این همه هزینه ارزشش را داشت...
