16 آذر هرسال به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده .البته بنده رسما فعلا دانشجو
نیستم ولی چون علاقمندم خودم را همواره در
چرخه درس و کتاب و مطالعه قرار دهم، احساس دانشجو بودن از بنده سلب نمی شود.اما ضمن
اینکه با چند روز تاخیر می نویسم،چند نکته در باره دانشجو و دانشگاه به ذهنم رسید
که شاید خالی از لطف نباشد:
1-جرقه این روز از یک حرکت ضد استعماری شروع شد.و حداقل برای چند دهه به همین بهانه
تداوم یافت.منحرف کردن یا مغفول گذاشتن این وجه، قطعا به صلاح دانشگاه و دانشجو
نیست ولازم است دانشجویان، حداقل اطلاعاتی درباره جریانهای سیاسی ، اقتصادی و
فرهنگی و نظامی امپریالیستی و خودکامانه قدرتهای جهانی داشته باشند و آمادگی های
لازم را برای منفعل نشدن در برابر این جریان، کسب کنند.
2- جنبش دانشجوئی باید همانگونه که انتظارات و توقعات خود را از نظام و حکومت
، تعریف کرده و توسعه می بخشد، به این نیز بیندیشد که نقش دانشجو در معماری آینده
ایران اسلامی چیست؟ و دانشجویان چه کاری می توانند برای کشورشان انجام دهند؟ این
دغدغه مفید بودن و هدفمندی ، بایستی همواره مورد نظر دانشجویان باشد.
3-آرمانگرائی ، دشمن شناسی، کار مداوم علمی ، تلاش برای تحقق جنبش نرم افزاری
و جهاد علمی در کنار خودسازی اعتقادی و فعالیتهای تشکیلاتی سالم که همواره مورد
تاکید رهبر انقلاب نیز بوده اند، بایستی فرا راه دانشجوی جوان و متعهد و مسلمان در
دانشگاهها باشد.
4-موضوع آخر اینکه چند کتاب را به دوستان جوان دانشجوی جدیدالورود برای مطالعه
توصیه می کنم که خالی از لطف نیستند.البته کتابهای خوب زیادند ولی نه همه را
خواندهام و نه فعلا حضور ذهن دارم:
-جوان مسلمان و دنیای متجدد نوشته دکتر سید حسین نصر
-ایران 1427 نوشته دکتر رضا منصوری
-نشت نشا نوشته رضا امیر خانی
-قرآن و علوم طبیعت نوشته دکتر مهدی گلشنی
-فیزیکدانان جدید و مساله خداباوری نوشته دکتر مهدی گلشنی
و...
