تبليغاتX
دغدغه های یک جوان مسلمان ایرانی

دغدغه های یک جوان مسلمان ایرانی

سیاسی و فرهنگی

1-بالاخره محسن هم آخرین امتحاناتش را در رشته حقوق سپری کرد. داش محسن(وبلاگ جهاد در گوشه وبلاگ) دانشجوی دانشگاه گیلان بود که دیگر پرونده امتحاناتش را بسته.امیدوارم در امتحانات آینده زندگی هم موفق باشد.ضمنا سجاد(باران عدل گوشه وبلاگ) هم امتحانات آخرین ترمش را پشت سر گذاشته و منتظر دریافت نتایج است برای او هم آرزوی توفیق دارم ایضا.

2-با خبر شدم یکی از دوستان عزیزم برای شرکت در کنفرانس بین المللی مهندسین برق(ieee) و ارائه مقاله علمی عازم سوئیس شده .امیدوارم همیشه پیروز باشند.آهای دوستی که 18 سال سابقه رفاقت داریم و 9 سال همکلاس بودیم،اگه حال کردی خبری هم از ما بگیر.

3-از بحث علمی خارج شویم! شهرمان الان حدود دوماه است که در حسرت شهردار مانده.یعنی حکم شهردار منتخب شورا هنوز در مراحل و گیر ودارهای اداری مانده است و ظاهرا وزارت فخیمه داخله حاضر نیست ایشان را به شهرداری رشت برساند.البته برخی دلسوزها از اول مخالف این فرد به عنوان شهردار بودند.به هرحال دود این کارها به چشم مردم می‌رود و تقریبا تمام کارهای عمده شهر خوابیده و بحران عجیبی بر شهر و زیر مجموعه شهرداری حاکم است.جالب اینکه آقایان شورا حاضر نیستند دست حمایت خود را از سر این بنده خدا بردارند و او را روانه کار و زندگی اش کنند و مرحمت فرمایند و فرد دیگری را معرفی کنند. ناگفته نماند شهردار معلق، البته رد صلاحیت شده دور هفتم مجلس هم هست.

4-آقای هاشمی رفسنجانی هفته گذشته میهمان گیلانی ها بود.در کنگره آیت الله ربانی املشی سخنرانی کرد.و هم درکنگره شهدای روحانی فومن.البته دیداری خصوصی هم با اصلاح طلبان داشت و عجیب آنکه با اصولگرایان نشستی نداشت.شاید هم حرف ناگفته‌ای با این جماعت ندارد و درد دلهایش برای اصلاح طلبان کارسازتر است.به هرحال یکی از تشکلهای جناب جاسبی در دانشگاه آزاد در تجلیل از او چنین نوشته ،که من به نقل از وبلاگ باران عدل نقل می‌کنم.بی هیچگونه توضیحی، خواندن و قضاوت کردن با شما؛

مقدم مبارك هم انديش مدرس

رهرو جسارت شيخ فضل الله نوري

هم تراز علم مطهري

هم فكر بهشتي

هم سنگر رجايي و باهنر

شاگرد با وفاي خميني كبير

پيرو سايه سار ولايت فقيه

ذخيره انقلاب

سردار بزرگ سازندگي

بزرگ متفكر جهان اسلام

محبوب القلوب ايرانيان

حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني را به ديار هم كتابش، كوچك جنگلي گرامي مي‌داريم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 13:50  توسط محمد  | 

چند روزی است که واقعا مغزم قفل کرده ، اگر با خبر شوید یک فرد معتاد که 8 سال درزندان بود و تازگی آزاد شده بود در پی جدال با یکی از اعضای خانواده اش به تعقیبش پرداخته و او هم به خانه همسایه‌ای پناه برده و فرد در تعقیب او وارد خانه میشود و به جای کشتن کسی که دنبالش بوده دختر بچه8 ساله صاحبخانه را بی اینکه هیچ گناهی مرتکب شده باشد به طرز وحشیانه ای با ضربات قمه به قتل می رساند و بعد هم وارد خیابان می شود و چندین نفر را زخمی می کند،و یکی از مصدومین هم دیروز فوت کرده ،چه حالی پیدا می کنید؟البته برای شما ممکن است حادثه‌ای بیش از آنچه همه روزه در روزنامه ها می خوانید نباشد، اما خودتان را جای کسی بگذارید که دختر دائی کوچولوی شیرین زبان و باهوش خودش را از دست داده باشد.آنوقت چه؟البته اینجا دیگر توضیح لازم نیست که چه شوکی ممکن است به یک خانواده وارد شده باشد .در باره اینکه چه کسانی مسئولند و کی ها اهمال کرده اند و چه عواملی دست به دست هم داده اند تا این اتفاق بیفتد هم حرفی برای گفتن ندارم که همه اش را بارها شنیده ایم.فقط خواستم عمق فاجعه را تاحدی که ممکن است، درک کنید...
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 16:1  توسط محمد  | 

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را زبلندایش به زیر خاک کشیدن بود
این از خیال خام ما ولی مدتی است پنچر شده ایم!علت دارد و علتش را بزودی اگر بتوانم می نویسم....فعلا نوشتم تا عریضه خالی نباشد...
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 22:8  توسط محمد  | 

دنبال این بودم که مطلبی درباره دکتر جمران بنویسم اما دیدم همه حرفها را ما هزار بار شاید هم بیشتر شنیده ایم . البته تکرار بیش از اندازه باعث می شود آدم های استثنائی برای ما عادی شوند ما که خیلی توی روزمرگی دست و پا میزنیم.گفتم مرا چه که در باره چمرانی بنویسم که تمام تعلقات دنیائی و همه دوست داشتنی های این جهانی را رها کرد و به خاطر تعلق خاطر به پیام جهانی توحید و برای بازگرداندن زمین به وارثان حقیقی اش گمنامی را برگزید و به بیغوله های جنوب لبنان رفت و مشغول آدم سازی و پرورش انسانهائی شد که چند دهه بعد، آن شگفتی عظیم را در جنگ با اشغالگران قدس آفریدند...

فقط برای ادای دین به آن بزرگوار و نمونه اعلای یک انسان مومن و مجاهد و منتظر ،چند جمله از حضرت امام به مناسبت شهادت ایشان نقل می کنم ،خواهشا توی تک تک کلماتی که نوشته دقت کنید به نظر من که خیلی درس آموز است:

...او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت ...اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملتها و تودهای مستضعف می کند و سردارانی همچون او در دامن خود پرورش می دهد .مگر چنین نیست که زندگی، عقیده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروههای سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد.او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد.او با سر افرازی زیست و با سر افرازی شهید شد و به حق رسید.هنر آنست که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمائی های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت .روانش شاد و یادش بخیر.و اما، ما می‌توانیم چنین هنری داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند...(روح الله الموسوی الخمینی اول تیرماه شصت)
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 15:54  توسط محمد  |