تبليغاتX
دغدغه های یک جوان مسلمان ایرانی

دغدغه های یک جوان مسلمان ایرانی

سیاسی و فرهنگی

من هر جور كه راحتم بيرون مي آيم،

من براي رفتن سر كوچه و حتي خريدن پفك نمكي از خواربار فروشي محله مان كلي وقت براي درست كردن خودم مي گذارم،

من با پسرهاي زيادي رابطه دارم و هر روز چند نفرشان را سر كار مي گذارم و از اين كار لذت مي برم،

من اصلا دوست ندارم جلوي دوستانم كم بياورم بنابراين هر روز از خريدهاي جديد و از مدهاي جديد و از ماركهاي جديد حرف مي زنم.

من سعي مي كنم آخرين اطلاعات مربوط به ر‍ژم لاغري، لوازم آرايشي و بهداشتي، انواع مانيكور و پديكور، سرخاب و سفيداب و هزار كوفت و زهرماري ديگر را با دقت از ماهواره دنبال  كنم.

من دوست دارم آزاد باشم. پدر و مادرم كنترلي روي من ندارند گاهي وقتها هم مادرم تشويقم مي كند و توصيه هائي براي توي دل برو بودن به من مي كند.

من موبايلي دارم كه صبح تا شب با آن ور مي روم. من بلوتوث و اس ام اس های فراواني توي گوشي ام دارم...

به من ياد نداده اند عفت يعني چه، حجاب برايم مفهومي ندارد، حيا معناي خود را از دست داده، من را برای مادر فردا بودن آموخته نکرده اند.

حضرت زهرا و زینب(س)که جای خود، حتی ماری کوری و فلورانس نایتینگل و آنه ماری شیمل حتی زنان بزرگ معاصر خودمان هم الگوهای من نیستند. من الگوهای خودم را از دخترکان سیاه و رجاله های هالیوود ، از میان فشن شوها و ... خانه های غرب انتخاب می کنم.

آهاي پسرها، من خودم را براي شما،  براي چشمان دريده شما، برای مغزهای آلوده شما آماده كرده ام، هر جور كه مي خواهيد استفاده كنيد، با مشت به سرم بكوبيد، لگدمالم كنيد، متلك بگوئيد، فحش بدهيد،لهم كنيد و سر آخر همچون دستمال فین کرده ای داخل زباله دانی بیندازید.من نه تنها ناراحت نمي شوم كه لذت هم مي برم. من خیلی غریبه نیستم. من يك دخترم، مي فهميد ؟ دختر خیابانهای اینروزها!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 22:33  توسط محمد  | 

دبیر شورای راهبردی سازمان فراگیر مشاوران جوان نهاد ریاست‌جمهوری از تشکیل شورای اداری جوانان در سال جاری در استان‌ها خبر داد...

خدائی یک بار دیگر عنوان طرف را شمرده بخوانید؛ دبیر...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 17:14  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:55  توسط محمد  | 

آقاي شهردار سلام، ببخشيد بي مقدمه مي گويم: فاضلاب جلوي منزل يكي از آشنايان كه از قضاي روزگار اينروزها گذرمان خيلي به آنجا مي افتد حدودا ده روز  است مسدود شده و گند و كثافت از آن بالا مي زند، آن بنده خدا از همان روز اول تا كنون 4 نوبت با شهرداري منطقه تماس گرفت و درخواست كرد تا به موضوع رسيدگي شود. اولين بار جواب آنها اين بود كه كار را به پيمانكار واگذار كرده ايم و اطلاع مي دهيم بيايند درست كنند. دفعات بعدي هم به نحوي محترمانه دست به سرش كردند تا اينكه آخرين بار گفتند شما بايد حضورا مراجعه كنيد و يك نامه بنويسيد تا رسيدگي شود. البته بنده نمي دانم روال اداري بازكردن سوراخ فاضلاب چگونه است و طي چه فرايند پيچيده و دقيقي اين كار انجام مي شود اما انتظار اين بود كه همان بار اول مي گفتند و بنده خدا را يك هفته معطل نمي كردند. علاوه بر اين آيا غرض از نوشتن نامه مگر غير از اين است كه يك نفر مسئوليت صحت اين گفته ها را بپذيرد و باصلاح شهروندي براي سركار گذاشتن مامورين خدوم شهرداري گراي اشتباهي نداده باشد؟ آيا فهميدن اينكه واقعا فاضلاب بالا زده از طريق رفتگران شهرداري كار سختي است؟ آيا واقعا اگر صحت اين گفته اثبات شود بازهم براي لايروبي فاضلابي كه وارد كوچه مي شود نياز به نامه نگاري هست؟ شايد هم مي خواستند بگويند شما به چه حقي چنين درخواستي را تلفني انجام
داده ايد؟ مگر اين بزرگي تشكيلات براي عبث خلق شده؟ لطف كنيد و تشريف بياوريد و يكروز تمام در پله هاي شهرداري معطل شويد و بين دبيرخانه و اتاق رياست و عمراني و پيمانكار و ...آنقدر پاستان بدهيم تا بفهميد كه كار اينجا تومني سه قران با تصورات شما فرق مي كند!

بگذريم بنده تعجب مي كنم چگونه شهروندي اگر چند آجر داخل خانه اش روي هم بگذارد گيرنده هاي حساس مامورين محترم فوري بكار مي افتد وبه خاطر نداشتن مجوز، كار بيچاره را مختل مي كنند، اما بالا آمدن فاضلاب در كوچه از چشمان تيزبين اين افراد دور مي ماند?!  شايد هم حق كشفي براي پيدا كردن خلافهاي ساختماني در نظر مي گيرند كه ما بي اطلاعيم بالاخره شهرداري هم نياز به ممر درآمد دارد. قدري بدبينانه تر بگويم:شايد هم چون كارهاي اينچنيني هزينه بر است ، خدمتگزاران محترم توجيه شده اند كه خيلي گزارش نكنند شايد هوا گرم شد و چند روز ديگر آبها از فاضلاب افتاد و موضوع به خودي خود منتفي شد!
شهردار محترم! جانم برايتان بگويد كه اين نحوه برخود با مردم آنهم توسط سازماني كه همه زندگي اش از محل ماليات و عوارض مردمي مي گذرد خيلي درست نيست. فرضا اگر جلوي خانه شما هم به همين وضع مبتلا مي شد منتظر پيمانكار مي مانديد تا گند و كثافت و بوي تعفن حالتان را بهم بزند؟ آيا اگر يك مسئول درجه چندم چنين اتفاقي برايش مي افتاد در اسرع وقت نسبت به رفع عيب اقدام نميشد؟
شهردار گل!ببخشيد سرتان را بدرد آوردم اينكه مزاحم شما شدم به اين خاطر است كه احساس مي كنم پايينتر از شما جواب نمي دهند. خيلي آشفته گوئي كردم فقط خواهشا دستور دهيد زودتر اقدام مقتضي انجام گيرد. باور بفرمائيد سرمان رفت. ديگر ماسك هم اينجا جواب نمي دهد.

عزت زياد

يك شهروند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:50  توسط محمد  | 

اینروزها به خاطر سفر آیت الله گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب، بنرهائی در خیابانها زده شده که عکس بسیار بزرگی از آقای گلپایگانی به همراه سه عکس کوچک از امام، رهبری انقلاب و آیت الله قربانی در بالای آن دیده می شود و  روی بنر به صورت درشت نوشته شده "علمدار ولایت، بسیجیان فدایت، جمعی از بسیجیان استان ولایتمدار گیلان". به نظر می رسد در چاپ و نشر این بنر اشتباهی رخ داده یا اقلا برداشت امثال اینجانب از دیدن آن غلط بوده، زیرا تا جائی که بنده مطلعم این شعار را بسیجیان، مختص "آقا" بکار می برند ولی موضوع پوستر مورد اشاره سفر  آیت الله گلپایگانی به استان گیلان و سخنرانی ایام فاطمیه است. بنده به عنوان یک بسیجی - البته فاقدکارت و کد بسیجی اگر خدا قبول کند-،هر چه فکر کردم نتوانستم با این موضوع کنار بیایم. اگرچه آقای گلپایگانی بخاطر نزدیکی و انتسابشان به رهبری برای ما بسیار عزیز و دوست داشتنی است، اما نبایستی شعارها با یکدیگر قاطی شود.ما با افتخار فدایی رهبری هستیم چون ایشان را مصداق کامل ولی فقیه و رهبری مجاهد و جان برکف در راه اسلام می دانیم و دون ایشان، از تقدس سازیها و تسری شان ولایت به دیگران بشدت پرهیز می کنیم. به هر حال امیدوارم اشتباه رخ داده در طراحی پوستر یا تطبیق شعار بوده باشد و دیگر تکرار نشود. چون تکرار این موارد می تواند منجر به ضربه زدن به رهبری شود که حتما با مقصود طراحان و دعوت کنندگان در تناقض و تضاد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:29  توسط محمد  | 

...ای خدا این اشک اینقدر مدام نباریده است،چه کند علی با اینهمه تنهایی؟ای خدا چقدر خوب بود این زن، چقدر محجوب بود، چقدر مهربان بود، چقدر صبور بود.

گاهی احساس می کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد، با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود،هیچ جادبه ای او را مشغول نمی کند؛ یقین می کردم که او جسم ندارد، متعلق به اینجا نیست.روح محض است، جان خالص است.

گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان.یکه و تنها در مقابل یک حکومت ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت بودم و حرفهای دل مرا هم او می زد.

گاهی احساس می کردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفاف تر از بلور. وحیرت می کردم که یک دل چقدر می تواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.غریب بود خدا، غریب بود.من گاهی از دل او راه به عطوفت تو می بردم...

*توصيف حضرت زهرا از زبان امام علي، كتاب كشتي پهلو گرفته، سيد مهدي شجاعي

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 22:17  توسط محمد  | 

تصور كنيد توي يك ساختمان سه طبقه شيك و پيك گير كرده ايد و دنبال نمازخانه مي گرديد. خلاصه بعد از كلي جستجو راه زير زمين را نشانتان مي دهند، راهي مي شويد و مي بينيد انتها ي راهرو نزديك يك عالمه جعبه و كنار تاسيسات ساختمان كه صداي گوشخراش كمپرسورها هر لحظه انفجاري را در ذهن شما تداعي مي كند، دو سه نفري ايستاده اند. نزديكتر مي شويد، روبروي شما تابلوي "نمازخانه آقايان" قرار دارد. به آنها كه پشت در ايستاده اند تعارف مي كنيد بفرمايند اما انگار آنها هم منتظرند! در را باز مي كنيد، آخ! به پشت بنده خدايي خورده كه دارد نماز مي خواند. پس بي حكمت نبوده آقايان پشت در ايستاده بودند، بندگان خدا توي صف نماز منتظرند كسي بيرون بيايد تا داخل شوند و به نوبت نماز بخوانند.نوبت به شما كه مي رسد، داخل مي شويد، اتاقي يك و نيم در دو متر با گنجايش حداكثر 4 نفر كه اگر مراقب نباشيد سرتان به ... جلوئي مي خورد.

اينجا خيلي دور نيست؛ گلسار، بيمارستان گيل، طبقه منهاي يك، اتاقي كه فقط و فقط براي رفع تكليف شده است "نمازخانه".

پي نوشت:

1- نگارنده اماكن بسياري را در سفر و حضر به چشم ديده، از مسافرخانه بين راهي و كاروانسرا و تكيه و حسينيه. اما اين يكي در نوع خودش بي نظير است.

2-معلوم نيست آيا بيمارستان نماز خانه ديگري هم دارد يا نه؟ در صورت عدم وجود نمازخانه خاص براي ديگر افراد واقعا بايستي به حال پرسنل و كارمندان و پزشكان و سهامداران متاسف بود.

3- بنده البته بعد از مدتي فكر كردم كه اينهمه صف از دوران كودكي به چشم ديدم. صف نان روزمره تا صف نفت و قند و شكر و مرغ و بنزين و ... اما از جهتي بايستي خدا را شكر كرد. چون براي اولين بار به چشم مشاهده كردم كه عده اي براي نماز در نوبت بمانند . اين خيلي چيز ارزشمندي است!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 15:59  توسط محمد  | 

"شهرداری با موشها برخورد فرهنگی کند!"، این جمله ای است که سایت تابناک به نقل از دکتر کهرم، استاد محیط زیست دانشگاه منتشر کرد. البته فارغ از اینکه منظور آقای کهرم از این اظهار نظر چه بوده، به نظر می رسد یکی از بهترین راهکارهای مقابله با موشها همین باشد. لابد می گوئید چگونه؟ بایستی گفت که در این مملکت مدتهاست کار فرهنگی نتیجه عکس می دهد و فرهنگ ما با همین کارهای فرهنگی است که رو به زوال و اضمحلال رفته. حالا به نظر شما همین شیوه ها نمی تواند اجتماع موش ها را به نابودی بکشاند؟ خصوصا اگر توسط برخی نهادهای مسئول اجرا شود؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 18:47  توسط محمد  | 

...من در اینجا متولد شده‌ام و تا آخر ایستادگی می‌کنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسی‌ها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند می‌شکنم، ما این هستیم، ما همیشه ایستاده‌ایم، ما بچه‌های امام(ره) هستیم.

از مصاحبه ابوالقاسم طالبي با مسيح علي ن‍ژاد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 18:26  توسط محمد  | 

هرکسی برای دستیابی به موفقیت نیازمند انجام یکسری مقدمات و تمهیدات است. نماینده مجلس شدن هم از این قاعده مستثنی نیست.برای اینکه بتوانید نماینده شوید لازم است کارهای زیر را انجام دهید.(البته بیشتر جنبه طنز دارد،خیلی جدی نگیرید !)
1- از هم اکنون شروع کنید، برای نمایندگی اقلا 4 سال وقت برای تبلیغات نیاز دارید. تجربه نشان داده کسانی که چند ماه مانده به انتخابات برنامه ریزی می کنند موفق نیستند.
2- دست خود را رو نکنید، با وجود اینکه می دانید چه کار دارید میکنید ولی خود را در ابهام نشان دهید. هرکسی از شما پرسید قصدتان چیست، به او پاسخ مشخص و قطعی ندهید. همه حتی نزدیکان خود را در تعلیق بگذارید تا وقت معین.
3- افراد ذی نفوذ و مطرح را در بخشها و روستاها پیدا کنید. از آنها قول همکاری بگیرید.برای اینکار می توانید از مدیران مدارس، دهیاران، کارمندان ادارات و ... استفاده کنید.
4-به هر قیمتی شده تعدادی ورزشکار معروف، بازیگر و آرتیست، خواننده و نوازنده در اطراف خود داشته باشید. حضور چنین افرادی به معروفیت شما کمک می کند.
5- تعدادی سرمایه دار به عنوان اسپانسر جفت و جور کنید. اگر اینکاره باشید قطعا منظور ما را خواهید فهمید!
6-مراسمات ترحیم، جشنها، مناسبتها، مراسم عزاداری و.. را در شهرها و بخشها و روستاها از دست ندهید. خصوصا مراسم ترحیم افراد مهم را.
7- قهوه خانه ها، کافی شاپها و باشگاههای بیلیارد، پاتوقهای خوبی هستند در صورت امکان حتما به آنها سری بزنید .خصوصا در روستاها قهوه خانه ها حرف اول و آخر را می زنند. پیروزی در افکار عمومی قهوه خانه ها در روستاها تعیین کننده است.
8- هیئتهای مذهبی کانونهای قدرتمندی برای جلب آرا هستند.حتما با یکی  دو هیئت مذهبی در تعامل و ارتباط قوی باشید.
9-بودن در لیست ها و ائتلافات سیاسی هم اثر مهمی دارد. علاوه بر ساپورت مالی می توانید از اثر روانی بودن در لیستهای مشهور هم بهره مند شوید. در صورتی که احساس می کنید در هیچ ائتلافی جای ندارید، خود را ورای ائتلافها وانمود کنید یا آنکه خودتان ائتلاف جدیدی ایجاد کنید.
10- یک عنوان دائمی و دهان پرکن برای خودتان دست و پا کنید؛ عناوینی مثل دکتر، مهندس و ... می توانند مفید واقع شوند. نوع مدرک و تخصص مهم نیست ، فقط عنوان مهم است. دقت کنید
11- چاپ پوستر و بنر در هر ابعادی که دلتان خواست مانعی ندارد. در بلبشوی تبلیغات کسی به کسی نیست، نهایتا افرادی بیایند و تبلیغات غیر قانونی را جمع کنند! ضمنا می توانید برای ایجاد جو و ایستادگی در برابر مامورین از افراد قلچماق در ستادهای خود استفاده کنید.
12- شعارهای خوبی برای تبلیغات انتخاباتی خود جمع و جور کنید. چندان به عملی بودن انها فکر نکنید چون شعارها همانطور که از اسمشان پیداست خیلی عملی نمی شوند!
13-رقبای احتمالی خود را شناسائی و سعی کنید با انها کنار بیائید. اگر تطمیع فایده نداشت ، می توانید از تهدید استفاده کنید. در غیر اینصورت برچسب زدن بهترین راه برای از میدان بدر کردن رقیبان است.
14- اگر نماینده مجلس هستید می توانید قوانینی وضع کنید که برخی رقبا خود به خود حذف شوند. قانون حداقل مدرک تحصیلی یکی از بهترین راهها برای این مقصود است.
15-برای جمع کردن طرفدار می توانید پست های مهم را به افراد صاحب نفوذ پیشنهاد کنید. حتی اگر شده یک پست را به چندین نفر.مهم در این مرحله فقط رسیدن به مجلس است.فعلا بی خیال اخلاق شوید!
16-دوستان را تکریم و در برابر دشمنان تعظیم نمائید.با کسی کنتاکت نکنید.کسی را از خودتان نرنجانید. به همه بگوئید درست می فرمایند و حق با آنهاست.
17-برای عبور و مرور از خیابان با تمام قوا حرکت کنید.تمام دار و دسته و فک و فامیل خود را بسیج کنید تا با بوق و چراغ و شعار پشت سر شما حرکت کنند. ایجاد جو روانی کمک به سزائی به شما خوهد کرد
18-در هر کوچه و برزنی ستاد تبلیغاتی بزنید.توجهی به محدودیتهای قانونی ننمائید. برای شناخته شدن از هیچ تلاشی فروگذار نکنید.
19-اگر در کوچه و خیابان احیانا با متلک پراکنی، بد و بیراه یا بی محلی روبرو شدید، توجهی نکنید.به این نکته فکر کنید که پس از انتخاب شدن این شما هستید که آنها را چیزی به حساب نمی آورید!
20- نهایتا اگر با انجام همه این توصیه ها رای نیاوردید نگران نباشید. دلیل رای نیاوردن شما در این است که افراد دیگری پیش و بیش از شما به آنها عمل کردند. نا امید نباشید و از نو آغاز کنید.4 سال زمان کمی نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 16:41  توسط محمد  |